دوست دارم چشمهایم را بشویم

آزادی یه بحث کلیشه ایه . دیگه حرف زدن در موردش بی مورده .
اما با وجود همهء کلیشه ای شدنش هنوز بازار شعارهاش گرمه .
مو بلند کردن پسرها " کوتاهی شلوار دخترها و ...
بزارید کمی به عقبتر برگردیم . یعنی به حدود سی سال پیش که بازار موهای بلند و لباسهای
مد روز داغ بود " اما همون موهای بلند و لباسهای مد روز دست به دست هم دادن و خواستن
و توانستن تحولی ایجاد کنن که چشم جهانیان را خیره کرد . تحولی به نام انقلاب اسلامی .
بیا با یک دید بازتر به جامعهء جوانمون نگاه کنیم . بیا از پشت چراغ قرمز بینی های جراحی
شده و تب تلفن همراه رد بشیم .
جامعهء ما جوونه و خاصیت و حسن جوون در تحول و تغییره . تحولی که شامل همه چیز میشه
که به قول بعضیا ضد ارزشه .
اما ارزش توی چیه ؟ ارزش همون پسر بیست سالست که عکسی داره با موهای بلند "
شلواری با فاق تنگ و دمپای گشاد و خط ریش چکمه ای .
میدونی این عکس الان کجاست ؟ این عکس الان توی بهشت زهرا قطعهء شهداست .
ارزش توی وجود آدماست " توی قلب آدماست که نمیشه دیدش .
دوست دارم فریاد بزنم و به اونایی که اینقدر همه چیزو از ظاهر آدما تشخیص میدن بگم :
بابا چشمهارو باید شست و جور دیگر باید دید . به خودمون بها بدیم تا دیگران بهمون بها
بدن .
تحمل حرف " رنگ شر و بوی سرد ادکلن بغل دستی رو داشته باشید تا ارزشهای شما هم
برای اونا ارزش بشه و همه آزادی رو نه شکل هم بلکه با درک دیگران تعریف کنن .
ببخشید اگه پر حرفی کردم . خدا نگهدار همهء شما دوستان گرانبها .
|